جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تا کردن
او نامه را با دقت تا کرد قبل از اینکه آن را در پاکت بگذارد تا ارسال شود.
جا رفتن (پوکر), خارج شدن
جان کارتهایش را با دقت بررسی کرد، اما با فهمیدن اینکه دستش ضعیف است، تصمیم گرفت در اوایل دور تا کند.
ورشکسته شدن, جمع شدن
پس از سالها تلاش برای رقابت در بازار، کتابفروشی کوچک مجبور به تعطیلی شد.
مخلوط کردن, به آرامی تا کردن
بعد از زدن خامه، شکلات ذوب شده را به آرامی به خامه زده شده اضافه کنید.
تا کردن, خم کردن
همانطور که پارچه سرد میشد، شروع به تا شدن کرد و چینهای تیزی در پیراهن ایجاد کرد.
محصور کردن, بستن
همانطور که خورشید شروع به غروب کرد، چوپان گله گوسفندان را در محوطه محصور کرد.
چراگاه
چوپان گوسفندان را برای شب به آغل آورد.
تا, چین
نقشه پر از چینوچروک و تاها ناشی از استفاده مکرر بود.
گله, جماعت
کشیش اعضای جدید را به گله خوش آمد گفت.
تا, چین
تا نامه یک یادداشت پنهان درون آن را آشکار کرد.
چین, تا
جراح چینهای پوست بیمار را به دقت معاینه کرد.
گله, آغل
چوپان گله را قبل از اینکه اجازه دهد آنها بچرند، شمرد.
چین, تا
زمینشناسان چینخوردگی را در رشتهکوه مطالعه کردند.
چین, تا
لباس چینهای زیبایی در پایین داشت.



























