جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
افتادن
مراقب باشید که روی زمین خیس لیز نخورید و نیفتید.
کاهش یافتن, کم شدن
پس از فصل برداشت، عرض سبزیجات تازه در بازار شروع به کاهش کرد.
پایین آمدن, پایین رفتن
در طول اجرای آکروباتیک، هنرمند با ظرافت از پارچه هوایی افتاد، تماشاگران را مسحور کرد.
موقعیت یا جایگاه خود را از دست دادن
پس از رسوایی، سیاستمداری که زمانی مورد احترام بود، شاهد سقوط چشمگیر اعتبار خود شد.
[فعل کمکی]
بعد از مدتی خواندن، روی صندلی راحت خوابم برد.
قرار گرفتن
پروژه او در دسته پایداری محیط زیست قرار میگرفت.
شکست خوردن
شرکت جاهطلبانه سقوط کرد زمانی که شرایط بازار به طور غیرمنتظرهای تغییر کرد.
اتفاق افتادن
جشنواره سالانه قرار است امسال در آخر هفته سوم سپتامبر بیفتد.
اسیر شدن
قلعه پس از محاصره طولانی سرانجام سقوط کرد.
به هلاکت رسیدن, جان باختن
در نبرد حماسی، بسیاری از سربازان شجاع افتادند، جان خود را برای این هدف فدا کردند.
خوردن, تابیدن، برخورد کردن
نور خورشید شروع به افتادن بر روی چمنزار کرد و درخششی گرم و طلایی بر روی علفها انداخت.
محول شدن
به عنوان رهبر تیم، مسئولیت هماهنگی پروژه به سارا محول شد.
گناه کردن, وسوسه شدن
علیرغم بهترین نیاتش، او در دام بیصداقتی افتاد تا اشتباهش را بپوشاند.
به دنیا آمدن
با رسیدن بهار، بسیاری از برهها در چراگاهها افتادند.
بیانگر احساس خاصی بودن
با شنیدن خبر، چهرهاش افتاد، که نشاندهنده ناامیدیاش بود.
با انگیزه شروع کردن
مشتاق برای تزئین مجدد، او با اشتیاق به پروژه پرداخت.
فراگیر شدن, حکمفرما شدن
اعلام مهمان غافلگیر کننده باعث شد هیجان مانند کاغذ رنگی بر روی مخاطبان بیفتد.
فروکش کردن
پس از عبور طوفان، باد و باران شروع به کاهش کردند و جو آرامی را به جا گذاشتند.
(به پایین) سرازیر شدن
مسیر پیادهروی به آرامی شروع به سرازیری کرد در حالی که به سمت دره میرفت.
افتادن
در فیلم اکشن، قهرمان مجبور شد از ارتفاع زیادی بیفتد و به عنوان بخشی از یک حرکت جسورانه به سلامت فرود آید.
به ارث رسیدن
با مرگ رئیس خانواده، املاک خانوادگی طبق قوانین ارث به پسر بزرگتر میرسد.
پاییز
پاییز فصل بازگشت دانشآموزان به مدرسه پس از تعطیلات تابستانی است.
ریزش, کاهش شدید
سقوط قیمت نفت تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد جهانی داشته است.
آبشار
آبشار نیاگارا یکی از معروفترین آبشارها در جهان است.
گرگومیش, تایم غروب
پرندگان در غروب به لانههای خود بازگشتند.
سرنگونی, شکست
سقوط دیکتاتور کشور را شوکه کرد.
دسته ابیا (نوعی خروس جنگلی)
شکارچیان یک دسته از پرندگان چوبپا را در چمنزار مشاهده کردند.
واژگونی
او یک سقوط روی پیادهرو یخی داشت.
گناه
رمان داستان سقوط انسان از فضیلت را روایت میکند.
جاده با یک شیب تدریجی منحنی میشد در حالی که به دره میرسید.
تسلیمشدن
سقوط شهر با حداقل تلفات مذاکره شد.
حرکت به روی پایین
افتادن جعبه کارگران را وحشتزده کرد.
خاککردن (در کشتی)
او در مسابقه نهایی یک fall به دست آورد.
افت, سقوط
سقوط اخلاقی شخصیت، طرح رمان را هدایت کرد.
بارش, افتادن
دیشب بارش برف سنگینی بود.
درخت واژگانی



























