جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لباس زنانه
او از همسرش خواست که برای مراسم یک لباس رسمی بپوشد.
پوشاک
لباس (مناسب موقعیت خاصی)
لباس پوشیدن
او به سرعت برای مراسم رسمی لباس کت و شلوار و کراوات پوشید.
لباس پوشاندن
استایلیست مدل را برای نمایش مد با یک لباس خیره کننده پوشاند.
پانسمان کردن
پرستار زخم بیمار را با دقت پانسمان کرد.
مرتب کردن (مو)
آرایشگر موی عروس را برای عروسیش به شکل یک مدل موی بالای سر زیبا آراست.
تزئین کردن
آشپز سالاد را با یک سس وینگرت سبک ساخته شده از روغن زیتون، سرکه بالزامیک و خردل دیژون آراست.
آماده کردن
سرآشپز با حذف چربی و پوست اضافی مرغ را قبل از مزهدار کردن آماده کرد.
تزئین کردن
مدیر فروشگاه ویترین جلویی را با آخرین ترندهای مد آراست تا خریداران عبوری را جذب کند.
کود دادن
کشاورز مزرعه را با کمپوست آلی پوشاند تا خاک را غنی کند.
زینت دادن
گلفروش محل عروسی را با آرایشهای زیبایی از گلهای رز و سوسن آراست.
تراشیدن
نجار با رنده و سنباده زدن چوب خام، آن را آماده کرد تا سطوح صاف و یکدستی برای درهای کابینت ایجاد کند.
به خط کردن, صفبندی کردن
گروهبان به سربازان دستور داد تا صفوف خود را مرتب کنند.
رسمی (مناسبت)
رسمی
درخت واژگانی



























