جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گزارش خبری دادن
روزنامهنگاران به طور منظم گزارش میدهند از اخبار فوری تا عموم را مطلع نگه دارند.
گزارش دادن
دانشمندان یافتههای خود را در طول کنفرانس گزارش خواهند داد، تحقیقات خود را با جامعه دانشگاهی به اشتراک میگذارند.
گزارش دادن (نتیجه بازرسی یا تحقیقات)
تیم تحقیقاتی گزارش دادند از کشف انقلابی خود، نتایج مطالعه علمی گسترده خود را آشکار کردند.
اعلام حضور کردن
کارمند جدید در اولین روز کاری خود به بخش منابع انسانی گزارش داد.
گزارش دادن (به مراجع قانونی), اطلاع دادن
شاهد تصادف ماشین را به پلیس گزارش داد و توالی وقایع و وسایل نقلیه درگیر را توصیف کرد.
گزارش دادن
کارمند تصمیم گرفت آزار و اذیت مداوم همکارش را به بخش منابع انسانی گزارش دهد.
گزارش دادن (محتوای نامناسب یا توهینآمیز)
اگر به پستی برخوردید که قوانین جامعه را نقض میکند، لطفاً آن را برای بررسی گزارش دهید.
گزارش (خبری)
گزارش روزنامهنگار در اخبار شبانه پخش شد.
روزنامهنگار یک گزارش دقیق درباره تأثیر محیطزیستی پروژه ساختوساز ارائه داد.
گزارش, مقاله
دانشمندان یک گزارش درباره تغییرات آب و هوایی منتشر کردند.
اطلاعرسانی
او یک گزارش به سرپرست خود داد.
صدای شلیک
صدای شلیک در دره طنین انداخت.
شهرت, آوازه، آبرو
او در جامعه اعتبار خوبی دارد.
مقاله (برای پروژه)
دانشجو یک گزارش تاریخ ارائه داد.
ارزیابی کتبی, گزارش عملکرد
مدرسه گزارش سالانه را به خانه فرستاد.
درخت واژگانی



























