جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تحسین کسی را برانگیختن
مهارتهای استثنایی او در رهبری همکارانش را تحت تأثیر قرار داد.
تحت تأثیر قرار دادن
فیلم منتقدان را به عنوان یک دستاورد قابل توجه در سینماتوگرافی تحت تأثیر قرار داد.
تحت تأثیر قرار دادن, تأثیر گذاشتن
کلمات پرشور سخنران اهمیت آموزش را بر دانشآموزان تحت تأثیر قرار داد.
چاپ کردن, مهر زدن
او با دقت طرح را با استفاده از یک ابزار داغ روی چرم منتقل کرد.
رنگ کردن, رنگ آمیزی کردن
کارگران پشم را قبل از ارسال به اتاق ریسندگی چاپ کردند.
به زود سرباز گیری کردن, خدمت اجباری
در طول جنگ، بسیاری از مردان جوان برخلاف میلشان به ارتش احضار شدند.
چاپ کردن, مهر زدن
پرینتر تصویر را با یک حرکت سریع روی کاغذ چاپ کرد.
خدمت اجباری, سربازی اجباری
ملوانان هر بار که افسران نیروی دریایی به ساحل میآمدند از impress میترسیدند.
درخت واژگانی



























