جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به دست آوردن
او از طریق سالها فداکاری و نوآوری در صنعت به دست آورد شناخت.
بهدست آوردن, جمع کردن، کسب کردن
او از طریق تحقیقات گسترده، دانش لازم برای برتری در زمینه خود را به دست آورد.
کسب درآمد کردن
او از سرمایهگذاری سودآور سود برد، مبلغ زیادی به دست آورد.
افزایش یافتن, بالا رفتن
انتظار میرود بازار سهام در این سهماهه سود کند.
فایده بردن, سود بردن
او از زمان اضافی صرف شده برای مطالعه برای امتحان سود برد.
دست یافتن, رسیدن
پس از ساعتها پیادهروی، آنها بالاخره به قله کوه رسیدند.
چاق شدن
او بعد از تغییر به یک رژیم غذایی پرکالری شروع به افزایش وزن کرد.
توسعه یافتن, بهتر شدن
گیاه در هوای گرم و آفتابی به سرعت بلندتر شد.
به دست آوردن, کسب کردن
او در طول مسابقه چندین امتیاز به دست آورد، که تیمش را به پیشروی رساند.
افزایش, دستآورد، سود
او افزایش پنج امتیاز در آزمون را ثبت کرد.
افزایش ولتاژ
تقویتکننده بهرهای 10 دسیبل داشت.
فایده
دوره کسب مهارتهای جدید را فراهم کرد.
سود
شرکت سود 50,000 دلاری را در این سهماهه گزارش کرد.
درخت واژگانی



























