جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تقاضا کردن, خواستن
کارگران تصمیم گرفتند در طول مذاکرات درخواست دستمزدهای بالاتر و شرایط کاری بهتری کنند.
طلب کردن
پروژه نیازمند برنامهریزی دقیق و توجه به جزئیات است.
احضار کردن
دادگاه خواستار شد که قیم منافع کودک را در جلسه حضانت نمایندگی کند.
طلب کردن
کارآگاه خواستار دانستن محل قرار گرفتن مظنون شد.
خواستار بودن
مشتری قبل از خرید جزئیات مربوط به گارانتی محصول را درخواست کرد.
ادعای حق کردن
وارث سهم خود از ارث را از مجری وصیت درخواست کرد.
تقاضا برای وسایل نقلیه الکتریکی به طور پیوسته در حال افزایش است زیرا مصرف کنندگان به دنبال گزینه های حمل و نقل پایدارتر هستند.
تقاضا
کار تقاضاهای سنگینی بر وقت او تحمیل میکرد.
درخواست
درخواست آنها برای عدالت بلند و واضح بود.
درخواست فوری
درخواست باج در طول شب تحویل داده شد.
نیاز
سیل یک تقاضا برای کمکهای اضطراری ایجاد کرد.
درخت واژگانی



























