جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پوشاندن
او از یک پتو برای پوشاندن مبلمان ظریف در هنگام جابجایی استفاده کرد.
پوشاندن
ریزش کوه جاده را با لایهای ضخیم از گل پوشاند، که آن را برای وسایل نقلیه غیرقابل عبور کرد.
پوشش خبری دادن
روزنامهنگار مراسم تحلیف رئیسجمهور را پوشش داد و در طول روز بهروزرسانیهای زنده ارائه کرد.
روی تخم نشستن
مرغ مادر تخمهایش را با پرهایش پوشاند تا آنها را تا زمان جوجهکشی گرم نگه دارد.
امتداد داشتن, بسط داشتن
زمین پوشش هشت جریب را داشت.
شامل شدن
کتاب درسی موضوعات مختلفی در زیستشناسی را پوشش میدهد، از ساختار سلولی تا اکوسیستمها.
فراهم آوردن, پوشش دادن
به عنوان یک افسر پلیس، وظیفه من پوشش دادن این محله و اطمینان از امنیت آن است.
طی کردن
پرواز ما حدود 2000 مایل از نیویورک تا لس آنجلس را خواهد پوشاند.
نشانه رفتن
ماموران پلیس با اسلحههای خود پوشاندند مظنون را در حالی که با احتیاط نزدیک میشدند.
تحت نظر داشتن
نگهبانان امنیتی پوشش محیط ساختمان را برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز بر عهده داشتند.
دفاع کردن, محافظت کردن
بازیکن شورتاستاپ، بیس دوم را پوشش داد تا پرتاب از فیلد بیرونی را دریافت کند و دوندهای که در حال پیشروی بود را اوت کند.
بیمه کردن (اصطلاحی)
رهبر تیم پروتکلهای ایمنی سختگیرانهای را برای پوشش شرکت در برابر هرگونه حوادث یا آسیبهای محل کار اجرا کرد.
پوشاندن
برگها زمین را پوشانده بودند و فرشی رنگارنگ در جنگل ایجاد کرده بودند.
دفاع کردن
مدافع پوشش نزدیکی به مهاجم حریف داد و مانع از دریافت توپ توسط او شد.
جفت
کشاورز به اسب نر اجازه داد تا ماده اسب را پوشش دهد تا نسل جدیدی از کرههای قوی و سالم پرورش یابد.
(سطح چیزی را) پوشاندن
این رنگ جدید به خوبی میپوشاند، تمام لکهها و ترکهای قدیمی روی دیوار را پنهان میکند.
(پول) کافی بودن
پسانداز من باید هزینه تعمیر موتور ماشین را پوشش دهد.
جای کسی آمدن, جایگزین شدن
وقتی همکارم مریض شد، من با رسیدگی به مشتریانش و انجام وظایفش جایگزین او شدم.
روکش
کتاب یک جلد زیبا داشت که خوانندگان را به برداشتن آن از قفسه جذب میکرد.
پتو
او پتو را روی خود کشید وقتی دما افت کرد.
جلد
جلد رمان شامل یک تصویر زیبا بود که توجه همه را جلب کرد.
شناسه جعلی
پوشش مأمور یک فروشنده دورهگرد بود که به او اجازه میداد به راحتی در محیط ادغام شود.
بازخوانی
کاور گروه از آهنگ کلاسیک، چرخش تازهای به نسخه اصلی داد.
پشتیبانی (نظامی)
سربازان پوشش را فراهم کردند تا همقطارانشان بتوانند با ایمنی پیشروی کنند.
هزینه ورودی
آنها از هزینه ورودی در ورودی باشگاه شبانه لوکس متعجب شدند.
درب, محافظ
او درپوش را روی قابلمه گذاشت تا سوپ گرم بماند.
منکر شدن, مخفی کردن، انکار کردن
درختها پوشش را برای سربازان فراهم کردند.
پوشش, لایه
یک پوشش ضخیم از ابرها خورشید را مسدود کرد.
درخت واژگانی



























