جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
رودخانه پهن بود، و چند صد متر عرض داشت.
قابل توجه
تیم با حاشیه وسیعی برنده شد، که برتری خود را در بازی نشان داد.
وسیع, گسترده
دانشگاه مجموعهای وسیع از دورهها را ارائه میدهد، از علوم کامپیوتر تا ادبیات کلاسیک.
کاملا باز
چشمان کودک از تعجب گشاد شده بود در حالی که تماشا میکرد آتشبازی آسمان شب را روشن میکند.
وسیع, گسترده
این بیماری یک شیوع وسیع داشت و کشورهای متعددی در چندین قاره را تحت تأثیر قرار داد.
این گزارش پیامدهای وسیعتر سیاست جدید را بر جامعه بررسی کرد.
پهن, منحرف
پرتاب پیچر پهن بود، که به دونده اجازه داد یک بیس را بدزدد.
او در یک موقعیت عریض در سمت چپ بازی کرد، که فرصتهایی برای ارسال کراس به داخل محوطه ایجاد کرد.
صدای مصوت در "sit" گسترده است و به تنش عضلانی کمتری نسبت به صدای مصوت در "seat" نیاز دارد.
وسیع, سرشار از کربوهیدرات
کشاورز به دامها یک رژیم غذایی وسیع داد تا اطمینان حاصل کند که برای ماههای سرد زمستان انرژی کافی دارند.
او یک دامن گشاد پوشیده بود که با هر قدمی که برمیداشت به زیبایی موج میزد.
سراسر
عقاب وسیع در سراسر آسمان باز پرواز کرد، طول بالهایش به اندازههای چشمگیری رسید.
او با دریافت هدیه غیرمنتظره به گستردگی لبخند زد.
تیر شکارچی دور از گوزن پرتاب شد و آن را ترساند و به فرار واداشت.
پهن, در کنارهها
وینگر در سمت چپ باز بازی کرد، آماده دریافت کراس از هافبک.
در سطح صنعت, در سراسر صنعت
مقررات جدید باعث تغییر در سراسر صنعت در پروتکلهای ایمنی شد.
واید, توپ پهن
تلاش بولر برای یورکر به یک واید منجر شد، که خارج از استامپ پا منحرف شد.
درخت واژگانی



























