جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او با دقت درخت جدید را کاشت، مطمئن شد که ریشههای آن به خوبی در حفره پخش شدهاند تا رشد سالم را تشویق کند.
منشأ, عامل
درک ریشه مشکل برای یافتن راهحلی مؤثر برای مناقشه ضروری است.
ریشه, پایه
ریشه اساس "مهربانی" است.
ریشه, حل
ریشه یک جواب معادله x² – 9 = 0 است.
ریشه, رادیکال
جذر دوم 16 برابر است با 4.
ریشه, پایه
دندانپزشک ریشه دندان را معاینه کرد.
ریشه, منبع
ریشههای دموکراسی در یونان باستان است.
ریشه, اتیمون
ریشه پروتو-هندواروپایی به بسیاری از واژههای مدرن منجر میشود.
نیاکان, اجداد
او ریشههای خود را در ایرلند کشف کرد.
گاییدن, سکس
آنها یک root سریع پشت بار داشتند.
ریشه دواندن, کاشتن
او قلمهها را در یک مخلوط گلدانی ریشهدار میکند تا گیاهان جدیدی تکثیر کند.
*پوزه به خاک مالیدن
خوک در کف جنگل برای یافتن ترافل جستجو کرد.
ریشه دواندن, ریشه زدن
نهال به سرعت در خاک غنی باغ ریشه دواند.
ریشه دواندن, پایه گرفتن
فلسفه این جنبش در آرزوی برابری ریشه دارد.
ریشه دار کردن, کمک به ریشه زدن
باغبان قبل از کاشت، قلمه را در یک شیشه آب ریشه دار کرد.
گاییدن, کردن
او از پشت به سختی گاییدش تا اینکه فریاد زد.
درخت واژگانی



























