جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عالی, بینقص، تماموکمال
او با تمام تجربهاش کاندیدای کامل برای این شغل است.
کامل (زمان در دستورزبان)
او در استفاده صحیح از زمان کامل مشکل داشت تا اینکه بیشتر تمرین کرد.
ساعت زمان کامل را نشان میداد، تا ثانیه.
او یک غریبه کامل است—من قبلاً هرگز او را ندیدهام.
کامل, بینقص
اعداد کامل نادر هستند و خیلی سریع بزرگ میشوند.
کامل, کاملاً توسعه یافته
پروانه پس از دگردیسی به عنوان یک حشره کامل ظاهر شد.
کامل, نرینه-مادینه
گلهای کامل میتوانند در برخی گونهها خودگردهافشانی کنند.
کامل, بی نقص
فاصله پنجم درست صدایی هماهنگ و متعادل ایجاد میکند.
کامل
این مسیر به دلیل سطح صاف و پیچهای تندش برای مسابقه عالی است.
به کمال رساندن, عالی کردن، بهحد مطلوب رساندن
سرآشپز برای کامل کردن دستور غذای امضا کار کرد.
تکمیل کردن, قابل اجرا کردن از نظر قانونی
وام دهنده باید با ارائه اسناد مناسب، حق تضمین را تکمیل کند.
کامل, زمان کامل
در جمله "او رفته است"، فعل در زمان ماضی نقلی است.
درخت واژگانی



























