floating matchfluid
از 29
floating matchfluid
floating match[n]

کبریت شناور,حقه جادویی کبریت شناور

floating shelf[n]

قفسه شناور,قفسه معلق

floating staircase[n]

پله شناور,پله معلق

floatplane[n]

هواپیمای دریایی مجهز به شناور برای فرود یا برخاستن از آب,هواپیمای دریایی

floaty[adj]

شناور

flock[n][v]

دسته پرندگان • جمع شدن,همراه شدن

flog[v]

شلاق زدن

flog a dead horse[phrase]

تلاش بیهوده کردن

flog the log[phrase]
flog to death[phrase]
flokati[n]

نوعی فرش پشمی پرزدار با پرز بلند، که به طور سنتی در یونان ساخته می‌شود,فرش فلوكاتی، یک فرش پشمی ضخیم، با اصالت یونانی

flood[v][n]

آب گرفتن • سیل

flood back[v]

(خاطرات گذشته) به ذهن بازگشتن

flood control[n][adj]
flood lamp[n]

نورافکن

flood lighting[n]

نورپردازی پرنور

flood out[v]

به کسی وظایف بیش از حد دادن

flooded[adj]

غرق آب,پوشیده از آب

floodgate[n]

دروازه سیلاب,دروازه کنترل آب

flooding[n]

درمان غرقابی,مواجهه گسترده

floodlight[n][v]

نورافکن • نورافکنی کردن,با نورافکن روشن کردن

floodplain[n]

دشت سیلابی,منطقه مستعد سیل

floof[n]

پشمالو,کرکی

floor[n][v]

کف • زمین زدن,سرنگون کردن

floor cleaner[n]

*تمیزکننده کف

floor exercise[n]

تمرین کف سالن,روال کف سالن

floor lamp[n]

*آباژور پایه بلند

floor manager[n]

مدیر صحنه

floor plan[n]

نقشه ساختمان

floor show[n]

نمایش روی صحن

floorball[n]

فلوربال

floorball ball[n]

توپ فلوربال,توپ بازی فلوربال

floorboard[n]

تخته کف‌پوش

flooring[n]

کفپوش,کف

flooring nail[n]

میخ کفپوش,میخ flooring

flooring nailer[n]

میخکوب کفپوش,ابزار میخکوبی برای کف چوبی

floozy[n]

فاحشه خیابانی,زنی که آشکارا مشتری جذب می‌کند

flop[v][n][adv]

نامنظم و غیرقابل کنترل حرکت کردن • فلپ,افتادن • سنگین,با صدای کوبیده

floppy[n][adj]

دیسک فلاپی,دیسک نرم • شل,آویزان

floppy disk[n]

دیسکت,دیسک نرم

floppy hat[n]

کلاه نرم,کلاه لبه پهن

flora[n]

گیاه

floral[adj][n]

گل‌مانند • طرح گل,فلورال

floral design[n]

گل‌آرایی

floral designer[n]

گل‌آرا

floral white[adj]

سفید گلی

florentine[adj][n]

فلورانسی,مربوط به فلورانس • فلورانسی,فلورانتینی

floret[n]

گل کوچک,خوشه گل

florid[adj]

زینت‌شده

florida[n]

فلوریدا

florida happy meal[phrase]
florida man[n]

مرد فلوریدا,فلوریدایی عجیب

floridness[n]

زرق‌وبرق

florist[n]

گل‌فروشی

florist's[n]

گل‌فروشی

floss[n][v]

تاب‌دادن متقابل بازو و لگن • با نخ دندان تمیز کردن

flotilla[n]
flotsam[n]

آب‌آورد (تکه‌های کشتی شناور)

flounce[n][v]

حاشیه‌ی چین‌دار • با تاکید راه رفتن,با خودنمایی راه رفتن

floundation[n]

بنیاد نالایق,سازمانی که توسط احمق‌ها اداره می‌شود

flounder[v][n]

گیج شدن • کفشک

flounder tramping[n]

لگد زدن به ماهی پهن,راه رفتن روی ماهی های پهن

flour[n][v]

آرد • آرد کردن,تبدیل به آرد کردن

flour beetle[n]

سوسک آرد,تریبولیوم

flour tortilla[n]

تورتیلای آردی,نان تورتیلا گندم

flour treatment agent[n]

*بهبوددهنده آرد

flourish[v][n]

رشد کردن • حرکت نمایشی,ژست دراماتیک

flourishing[adj]

شکوفا شدن

flourless cake[n]

کیک بدون آرد

floury[adj]

*آردی

flout[v]

نادیده گرفتن

flow[n][v]

جریان (مایعات) • جریان داشتن

flow chart[n]

روندنما

flow diagram[n]

نمودار گردشی

flowboarding[n]

فلوبردینگ,سواری روی فلوبرد

flower[n][v]

گل • گل دادن,شکوفه زدن

flower arranging[n]

گل‌آرایی

flower bed[n]

باغچه

flower car[n]

ماشین گل,وسیله نقلیه گل‌آرایی

flower girl[n]

ساقدوش کودک عروس

flower petal[n]

گلبرگ گل,گلبرگ

flowered[adj]

گلدار,تزئین شده با طرح گل

flowering[n][adj]

شکوفه زدن,گل دادن • گلدار,در حال گل دادن

flowerpot[n]

گلدان

flowery[adj]

(طرح) گل‌دار

flowing[n][adj]

جریان,روان • روان

flowy[adj]

(لباس یا مو) آزاد

flu[n]

آنفلوآنزا

flub[v][n]

خراب کردن,نابود کردن • اشتباه,خطا

fluctuate[v]

نوسان داشتن

fluctuating[adj]

نوسان‌دار

fluctuation[n]

متغیر

flue[n]

دودکش,لوله دود

fluency[n]

فصاحت

fluent[adj]

روان,آزاد

fluently[adv]

به‌طور روان

fluff[n][v]

پرز,مواد سبک و نرم • پف دادن,نرم کردن

fluffy[adj]

نرم

flugelhorn[n]

فلوگل‌هورن

fluid[adj][n]

موزون • مایع,گاز

LanGeek
دانلود برنامه