چاپلوس,تملقآمیز
دورنگار • فکس کردن
پری
روحیه کسی را خراب کردن
آشفته,پریشان
وفاداری (شهروندان به کشور یا حاکمیت)
ترس • نگران بودن
برای ترسیدن,برای نگران شدن
ترس از دست دادن
ترسیده
با ترس,با اضطراب
ترس,هراس
نترس
شجاعانه
بیپروائی
خوفناک
شدنیبودن
شدنی
عملی,به صورت واقع بینانه
غذای مجلل • خوردن و آشامیدن (در ضیافت)
روز جشن,جشن مذهبی
با لذت تماشا کردن
چشمنواز یا گوشنواز
جشن تقدیس,حَنوکا
جشن نورها,حنوکا
جشن تقدیس,حانوکا
شاهکار
پر • اتصال زبان و شیار,جفت کردن
شال پر
جاروی پر,چوب پر دار برای زدودن گرد و غبار
مایه افتخار
با سوءاستفاده از جایگاه پولدار شدن
حرکت پر مانند
دستگاه نگهدارنده قطعه کار اره میزی
وزن پر,بوکسور وزن پر
پردار
سیستم نوشتاری مبتنی بر ویژگیها,سیستم نوشتاری فیچرال
ویژگی • شامل بودن
فیلم بلند
بلند (فیلم)
برجسته,ارائه شده
تب,افزایش دمای بدن
تبدار
تب,حالت تب
فوریه
مدفوعی,مربوط به مدفوع
دزدیدن,ربودن
بیاثر
بی مهارت,بی اثر
بارور
باروری
بهستوهآمده
کارد به استخوانش رسیده
فدرال • مامور فدرال,پلیس فدرال
آبی فدرال
افبیآی
دولت فدرال,اداره فدرال
قانون فدرال,حق فدرال
اسکناس فدرال رزرو,پول کاغذی صادر شده توسط فدرال رزرو
برنامه فدرال کار-مطالعه,برنامه فدرالی کار و تحصیل
فدرالیسم
فدرالیست,حامی فدرالیسم
فدرالی کردن,سازماندهی تحت سیستم فدرال
فدرال,در سطح فدرال
همبسته کردن (بهصورت فدراسیون) • فدرال,متحد
فدراسیون,کنفدراسیون
کلاه شاپو
شهریه • انعام دادن,پاداش دادن
ضعیف
ضعیفانه,بیحال
غذا دادن • خوراک وب
دوباره ارسال کردن,مجدداً ثبت کردن
میله تغذیه,صفحه متحرک
جلو دهندهی پارچه
تا خرخره خوردن
تحت تاثیر قرار دادن
تغذیه کردن
پاس تغذیه,پاس برای فرصت گلزنی
پول روی هم گذاشتن
کسی را زیر تیغ انتقاد تنها گذاشتن
بازخورد
حیوان پرواری,حیوان مناسب برای پروار کردن
تغذیه,خوراک دادن
شیشه شیر
صندلی بلند,صندلی کودک
گرمکن آب تغذیه,بخاری آب تغذیه
احساس کردن • شهود,احساس
همدردی کردن
اجازه داشتن
احساس وظیفه اخلاقی کردن
از اعماق وجود حس کردن
خواستن
فشار مالی را حس کردن
بدون اجازه کسی با او تماس فیزیکی برقرار کردن