توپر,خوشاندام
کامل العضویت,کاملاً واجد شرایط
کاملاً بالغ
تمام قد,کامل
آینه تمام قد,آینه اندازه کامل
با اندازه استاندارد
خودروی اندازه بزرگ
خالص,رقیق نشده
تماممدت,متولد شده در مدت کامل
تماموقت • تمام وقت,فول تایم
*فولا (عروسک)
فولبک,بازیکن دفاعی • به عنوان فولبک بازی کردن,نقش فولبک را ایفا کردن
کاملاً
کامل رزرو شده,جای خالی ندارد
بالغ کامل
مرغ باران بدبو
شدید و ناگهانی
مورد عتاب و خطاب قرار دادن • فولمینات,فولمینات
زننده
لمس کردن,جستجو با لمس • توپ را از دست دادن
گاز مضر • خشمگین شدن,عصبانی شدن
دود
فومه
ضدعفونی کردن
خوشی • مفرح • شوخی کردن,مسخره کردن
واقعۀ جالب,اطلاعات جذاب
خوشگذران
بندباز,تعادلباز
کارکرد • کار کردن
کلید فانکشن
کلمه عملکردی,کلمه دستوری
کاربردی
دسته بندی عملکردی
*غذای فراسودمند
زبانشناسی نقشگرا
سواد کاربردی
تکواژ نقشگرا
عملکرد
از نظر عملکردی
کارگذار
کارکرد,عملیاتی • عملکرد
بودجه • بودجه تأمین کردن
سرمایه جمعآوری کردن
پی,پایه
اساسی • اساسی,فرکانس اساسی
فرکانس پایه,فرکانس اساسی
بنیادگرایی,بنیادگرایی پروتستانی
بنیادگرا,مربوط به بنیادگرایی پروتستانی • بنیادگرا
اساساً
اصول,مبانی
تامین مالی شده
بنیادگرا,متعصب مذهبی
تامین مالی
جمع آوری کمک های مالی,بودجه جمع کردن
جمعآوری اعانه
جمعآوری اعانه
وجوه,سرمایه
مراسم خاکسپاری
مدیر تشییع جنازه,برگزارکننده مراسم خاکسپاری
غسالخانه
بازار شادی,پارک تفریحی
قارچی
*قارچ
قابل تعویض,کالای قابل تعویض • قابلتعویض
قارچی
قارچ
قطار کابلی • فونیکولر,کابلی
موسیقی فانک • عقب نشینی کردن,ترسیدن
فانک متال,متال فانک
*فانک راک
عصبی,نگران
قیف,فیلتر مخروطی • از طریق قیف حرکت دادن یا ریختن,با استفاده از قیف ریختن
توپ قیفی,بازی قیفی
به شکل خنده دار,به شکل عجیب
بامزه • یک شوخی,یک لطیفه • به شکل عجیب, به طور عجیب
حقهبازی
مو (حیوان)
حیوان خانگی,بچه خزدار
کت ساخته شده از خز
کلاه خز
*فک خزپوش
پوستدار,آستردار با خز
حاشیه چیندار • آراستن,تزیین کردن
جلا دادن
فورکولا,استخوان چنگالی
خشمگین
با خشم,به شدت
پیچیدن,حلقه زدن
رقص سنتی شمال شرقی ایتالیا
مرخصی موقت,مرخصی • اخراج کردن
مبله کردن
مبله
مبلمان
مبلمان
سوسک معمولی اثاثیه
بارکش
مایع جلا دهنده مبلمان,محصول براق کننده مبلمان