جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fun
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Our trip to the zoo was full of fun and excitement.
سفر ما به باغ وحش پر از سرگرمی و هیجان بود.
مثالها
Her fun made the whole trip more memorable.
هر سرگرمی تمام سفر را به یاد ماندنیتر کرد.
fun
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most fun
شکل تفضیلی
more fun
درجهپذیر
مثالها
The fun day at the amusement park was filled with laughter and excitement.
روز سرگرمکننده در پارک تفریحی پر از خنده و هیجان بود.
to fun
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
fun
سومشخص مفرد
funs
وجه وصفی حال
funning
گذشته ساده
funned
اسم مفعول
funned
مثالها
Relax, I'm just funning you—it's not serious.
آروم باش، من فقط دارم با تو شوخی میکنم—جدی نیست.
درخت واژگانی
funny
fun



























