جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مهمانی, مراسم
او در یک گردهمایی کوچک در خانه دوستش شرکت کرد.
کارکرد, عملکرد، وظیفه
عملکرد اهرم بلند کردن اجسام سنگین است.
در حسابان، یک تابع رابطهای بین متغیرهای ورودی و خروجی را نشان میدهد، که اغلب به صورت f(x) نشان داده میشود.
وظیفه, نقش
کارکرد وظیفه اصلی او در مدرسه است.
تابع, روال
برنامه شامل یک تابع برای محاسبه مجموعها است.
مراسم, جشن
گالا یک عملکرد بزرگ بود که مقامات در آن شرکت کردند.
تابع, رابطه تابع
نمودار تابع را به صورت بصری نشان میدهد.
کار کردن
امیدوارم بهروزرسانی جدید نرمافزار، نحوه عملکرد گوشی هوشمندم را بهبود بخشد.
عملکردن، کار کردن
سازمان قصد دارد به عنوان یک کاتالیزور برای تغییر اجتماعی مثبت در جامعه عمل کند.
عمل کردن, انجام دادن
به عنوان مدیرعامل، مسئولیت اصلی او عمل کردن به عنوان رهبر شرکت است، تصمیمگیریهای استراتژیک.
درخت واژگانی



























