fungous
fun
ˈfʌn
فان
gous
gəs
گِس
fungus

تعریف و معنی "fungous"در زبان انگلیسی

fungous
01

قارچی, قارچ‌سان

relating to or characteristic of fungi 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجه‌ناپذیر
حوزه
biology, medicine, plants
مثال‌ها
The plant showed signs of fungous disease, evident by its discolored leaves. 

گیاه نشانه‌هایی از بیماری قارچی نشان داد، که با برگ‌های تغییر رنگ داده‌اش آشکار بود.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه