جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fundamentals
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
fundamentals
مثالها
The coach focused on teaching the team the fundamentals of the game during practice.
مربی بر آموزش اصول اولیه بازی به تیم در طول تمرین تمرکز کرد.



























