کیک تابهای
دختر عصر جاز,فلاپر
گشاد شدن قسمت انتهایی چیزی • فون (خیاطی)
آچار دو سر رینگ باز
گشاد شدن,باز شدن
شدت گرفتن
شیوع ناگهانی,تشدید
فون
شلوار گشاد,شلوار فلیر
مواج,گشوده
لبپخکن
درخشیدن,تابیدن • جرقه,فلش • پر زرق و برق,پر زرق و برق
بازگو کردن (داستان)
بهسرعت سپری شدن (زمان)
فلش مموری
داستانک
سیل ناگهانی
ستاره یکروزه
حافظه فلش,ذخیرهسازی غیرفرار که میتواند به صورت الکتریکی پاک و دوباره برنامهریزی شود
تجمع هدفمند
برگزاری تجمع هدفمند
همگامسازی فلاش
ناگهان ظاهر شدن,به طور خلاصه نمایش داده شدن
فوری منجمد کردن
گذشتهنمایی
فلش کارت
چشمک زن,دستگاه چشمک زن
آیندهنمایی
جرقه,فلش • چشمکزن
چراغقوه
پرزرقوبرق
مسطح • زمین مسطح,دشت • صریح,بی پرده
طاق تخت,تیر تخت
آسوپاس
قلمموی تخت
کلاه تخت,کلاه پشمی تخت با لبه سفت
سقف تخت
شخصیت یک بعدی
با حداکثر سرعت
مسابقه اسبدوانی مسطح
سقف مسطح,پشت بام
*ملحفه صاف
لاستیک پنچر
آب صاف,آب آرام
*فلت وایت
زمینتختباور,طرفدار نظریه زمین تخت
گربه سرپخ
مبلمان قابل مونتاژ
صفحهمسطح
تلویزیون صفحه تخت,تلویزیون تخت
مدل موی فلت تاپ • دارای سطح بالایی صاف,صاف در بالا
تخت مسطح,کامیون تخت مسطح
ترولی تخت,واگن برقی تخت
کامیون تخت,کامیون با بستر تخت
بارج,قایق تخت کف
نان نازک بدون خمیرمایه
واگن مسطح,سکو
کفشکماهی
پا صاف,کف پای صاف
*پیچگوشتی دوسو
اسکیمربردینگ زمین مسطح,اسکیمربردینگ آب کم عمق
ثابت ماندن • یک مغز مرده,یک احمق کامل
بیاحساس,بدون هیجان
همخانه
صافی
سبک تخت,رویکرد مینیمالیستی به نقاشی
صاف کردن
پایدار شدن
چاپلوسی کردن • لاف زدن
به ظاهر خوب بودن
چاپلوس,تملقگو
زیبنده
ناو هواپیمابر,کشتی حمل هواپیما
لاف
بادکرده,تولیدکننده گاز زیاد
قاشق و کارد و چنگال
کرم پهن
به رخ کشیدن • نمایش,لاف زنی
فلوتا (خوراک مکزیکی)
مزه • مزهدار کردن
طعمدهنده
تب زودگذر
طعم دار,معطر
بُخار طعمدار,هوای طعمدار
خوشمزه,معطر
*طعمدهنده
بی مزه,ملس
بی مزگی,عدم وجود طعم
خوشمزه,لذیذ
خوشمزه,پرطعم
ناقص
بیعیبونقص
بی عیب و نقص,کاملا بدون نقص
کتان • زرد کتانی
بلوند کنفی
*بذر کتان
روغن دانه کتان,روغن بذر کتان
پوست کندن,برشتن