جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flatmate
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
flatmates
مثالها
She decided to find a flatmate to help with the rent.
او تصمیم گرفت یک همخانهای پیدا کند تا در اجاره کمک کند.
LanGeek



























