آشنای بانفوذ
درخواست دوستی (رسانه اجتماعی)
فرندزون کردن,در منطقه دوستی قرار دادن
بی دوست,محروم از جامعه
صمیمیت
خونگرم • متحدین,نیروهای دوست
رابطه دوستانه,دوستی
پارتی کلهگنده
دوستان با مزایا,دوستان با منافع
دوستی
مرغ سرخ کردنی,جوجه جوان
سیبزمینی سرخکرده
فریزن (نژاد گاو)
حاشیه زینتی (معماری)
فرش فریز,فرش با سطح مجعد
گاییدن,کردن
ناوشکن,کشتی جنگی
مرغ سینهبادکنک
فریگ (اسطوره)
لعنتي,ملعون
وحشت • ترساندن,وحشت زده کردن
ترساندن
وحشتزده کردن
وحشتزده
ترسناک
به طور ترسناک,به طور وحشت آور
وحشتناک
وحشتناک,هولناک
منجمد
منطقه سردسیر,منطقه قطبی
سردمزاجی جنسی,عدم پاسخگویی جنسی
سرد, یخ زده
سردی,کمبود محبت
*مارمولک پردهدار
پر زرق و برق
حاشیه • حاشیه زدن,تزیین با منگوله
مزایای شغلی
پزشکی جایگزین
تئاتر آوانگارد
حاشیهدار
بشقابپرنده
زبان فریسی
بازرسی,تفتیش • بازرسی کردن,جستجو کردن
حس ترس
خمیر شیشه • ترسیده,وحشت زده
لقمهسوخاری • تبذیر کردن,بیمورد خرج کردن
هدر دادن
خراب شدن,از کار افتادن
سبکی,پوچی
سبکرفتار
بیپروا,سبکسرانه
جمعه دیوانه,جمعه شادی
موی وز • وز شدن
جلز و ولز کردن
فرخورده,مجعد
وز
پیراهن زنانه • پوشیدن لباس زنانه,لباس زنانه پوشاندن
کت بلند مردانه با کمر تنگ
قورباغه • قورباغه شکار کردن
سالاد ماکارونی شیرین
بچهقورباغه
با زور بردن,به زور کشیدن
*دهانقورباغهای
تخم قورباغه
تکنیک هنری تا کردن و مچالهسازی کاغذ
شادی,تفریح • *ورجه وورجه کردن
شنگول
از (اشاره به مبدأ مکانی)
از جایی به جای دیگر
از سیر تا پیاز
از همه جا,از تمام نقاط
از گهواره تا گور
از همان اول
روز به روز
از نسلی به نسل دیگر
از سر تا پا,از پا تا سر
از ته دل
از این شاخه به آن شاخه
از فرش به عرش • فرشبهعرش
از صفر
از منبع دستاول
از ابتدا
گاهی اوقات
از فرش به عرش
پنیر فروماژ بلان
جلو • جلو • روبرو شدن,مقابله کردن
نیمکت وزیران,ردیف جلو
اولویت فوری
جلد روی کتاب
میز پذیرش
در ورودی
جلو,قسمت جلو
ورودی اصلی,درب ورودی
خط مقدم,جبهه
شخص صوری,جلودار
متعلقات ابتدای کتاب