بهسمت جلو • روبهجلو • ارسال کردن,جلو فرستادن • مهاجم,بازیکن حمله
تمایل به جلو,خم شدن به جلو
پاس به جلو,پاس رو به جلو
برنامهریزی پیشرو,آمادهسازی پیشگیرانه
دوراندیش,پیشرو
به جلو حرکت کننده,پیشرو
دوراندیش,پیشرو
آدرس ارسال مجدد,آدرس تحویل مجدد
به جلو,جلو
فوسا
فوسا,بزرگترین گوشتخوار ماداگاسکار
خندق
فسیل • فسیل,ویژگی یک فسیل
سوخت فسیلی
نفت فسیلی,روغن فسیلی
فسیل شدن,سختی
به پیشرفت (چیزی) کمک کردن • فرزندخوانده,سرپرست
فرزندخوانده
والد رضاعی
چرخش روی یک پا
نان فوگاس
خطا,مرتکب خطا شدن • بسیار بدبو • خطا (ورزش)
توپ خطا,ضربه خطا
آبروی خود را بردن
خطا (عمدی)
خراب کردن,اشتباه کردن
بدبو,متعفن
اشتباه,خطا
تأسیس کردن • غذا و مسکن,پانسیون کامل • یافت شده,کشف شده
ویدئوی پیداشده
بر چیزی مبنا کردن
اشعار کلاژ
پی (ساختمان)
دوره پایه,برنامه آمادگی
مدرسه بنیادی,مدرسه مؤسسه
اساسی,پایهای
اساسا,به شیوه ای اساسی
بنیانگذار • به شکست منجر شدن
بنیانگذاری,تأسیس
ریختهگری,کارگاه ذوب فلزات
فواره
آب زندگانی
خودنویس
چهار,چهارپه
ماتریس چهار سکه,روال جادویی چهار سکه
قهرمانی اسکیت نمایشی چهار قاره
چهار چشم,عینکی
چهار کارت از یک خال,چهار کارت همسان
چهار مربع,بازی چهار مربع
لوکیشن چهاردیواره
چهار چرخ محرک,4x4
دسته کارت چهار رنگ,دسته چهار رنگ
چهار چشم,عینکی
چهارپا,چهارپایه
شطرنج چهار نفره,شطرنج برای چهار بازیکن
*تخت ستوندار
توقف چهار طرفه,تقاطع با توقف در چهار جهت
چهار چرخ محرک
وسیله نقلیه چهار چرخ,درشکه چهار چرخ
هشتاد,چهار بیست • هشتاد,چهار بیست
چهارتایی
مربع,چهارضلعی منظم • محکم، با اعتقاد • محکم,استوار
چهاردهم • چهاردهم,موقعیت چهاردهم
چهارم • چهارم • چهارم,مقام چهارم
قدرت چهارم,ملک چهارم
چهارم ژوئیه
قرارگیری پاها باز و یکی جلو، یکی عقب
داور چهارم,داور اضافی
بطن چهارم,بطن مغزی خلفی
دیوار چهارم (در تئاتر)
سال چهارم
چهارماً,در جایگاه چهارم
گودی مرکز چشم
ماکیان • شکار مرغ در جنگل,تعقیب مرغ در جنگل
طاعون مرغی,آنفولانزای مرغی
روباه • لکه دار شدن,رنگ رفتن
فاکستریر
سگ شکاری
با حیله گری,با زیرکی
رقص سالن رسمی و آهسته • رقص فاکستروت
جذاب (از نظر جنسی)
سرسرا (هتل، تئاتر و...)
قیلوقال
شکست هیدرولیکی
کسر • تقسیم کردن,بخش کردن
ناپایدار,ناقص
نقض کردن • شکستگی,ترک
شکسته,ترک خورده
کشتن (بازی کامپیوتری)
آسیبپذیر
سندرم کروموزوم ایکس شکننده
قطعه • تکه تکه شدن
تکه تکه شده,پراکنده
عطر
معطر
بستری خوشبو,اسپرولا خوشبو
ضعیف (از لحاظ فیزیکی) • سبد سبک,زنبیل سبک