fazed
fazed
feɪzd
فِیزد
fadedfatedfacedfamed

تعریف و معنی "fazed"در زبان انگلیسی

fazed
01

آشفته, پریشان

caused to show discomposure 
fazed definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most fazed
شکل تفضیلی
more fazed
درجه‌پذیر
حوزه
emotion, reaction, behavior

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

fazed
faze
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه