flowboarding
flow
ˈfləʊ
فلِو
boar
bɔ:
بُ
ding
dɪng
دینگ

تعریف و معنی "flowboarding"در زبان انگلیسی

Flowboarding
01

فلوبردینگ, سواری روی فلوبرد

the water sport of riding a board on a simulated wave, mastering balance 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثال‌ها
His flowboarding skills improved after dedicated training. 

مهارت‌های او در فلوبردینگ پس از تمرین اختصاصی بهبود یافت.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه