جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
من کولر را روشن کردم چون داخل خیلی گرم شده بود.
او خود را به سمت او کشیده یافت زیرا فکر میکرد او داغ است.
تند (طعم)
کاری آنقدر تند بود که مجبور شدم چند لیوان آب بنوشم تا خنک شوم.
پالت هنرمند پر از رنگهای گرم بود که نقاشی را پر جنب و جوش میکرد.
داغ, محبوب
آخرین محصول تیم یک موفقیت بزرگ است که از تمام انتظارات فروش فراتر رفته است.
برقکار به ما هشدار داد که سیمها داغ بودند و باید با احتیاط حمل میشدند.
پرشور, داغ
بحث داغ در اتاق شورا به تبادل شدید افکار منجر شد.
مد روز, محبوب
تک آهنگ جدید هنرمند در حال ایجاد باز داغ در میان طرفداران است.
رادیواکتیو, داغ
آزمایشگاه برای مدیریت ایمن نمونههای رادیواکتیو مجهز بود.
سخت, خطرناک
وضعیت داغ شد وقتی معترضان با پلیس درگیر شدند.
پس از سرقت، مظنون تحت تعقیب شد و در اخبار عصر featured شد.
نزدیک شدن (در بازیهای حدسی)
جستجوگر فریاد زد، "داری داغ میشوی!" وقتی که بازیکنان به محل اختفا نزدیک شدند.
داغ, پرریسک
به آنجا برنگرد؛ الان داغ است.
به گرمی, به شدت
خورشید در تابستان داغ میدرخشد، که آن را برای روزهای ساحلی عالی میکند.
آشپز تصمیم گرفت قبل از سرو سوپ را روی اجاق گرم کند.
فلز وقتی روی شعله قرار میگیرد شروع به گرم شدن میکند.
جشنواره با غروب خورشید و افزایش جمعیت شروع به داغ شدن کرد.
کارگردان قصد داشت با اضافه کردن پیچوخمهای غیرمنتظره، طرح را داغ کند.
درخت واژگانی



























