جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فرار کردن
هر روز، زندانیان برنامه ریزی میکنند که چگونه از سلولهای خود فرار کنند.
جان سالم به در بردن, قسر در رفتن
سارا توانست با گرفتن یک میانبر از خیابانهای فرعی از فرار ترافیک موفق شود.
از زیر دست کسی در رفتن, نادیده گرفته شدن
علیرغم ارسال دعوتنامههای متعدد، نام یک مهمان از توجه میزبان گریخت.
فرار کردن, نشت کردن
گاز از لوله فرار کرد وقتی که ترک خورد.
شیر ایمنی
شیر فرار روی دیگ بخار از یک انفجار بالقوه خطرناک جلوگیری کرد.
نشت
فرار گاز از لوله شکسته یک خطر جدی برای ایمنی ایجاد کرد.
فرارکردن
زندانیان برای ماهها فرار خود را برنامهریزی کردند قبل از اینکه در نهایت از زندان فرار کنند.
فرار (از واقعیت)
خواندن رمانها به او یک فرار از استرسهای زندگی روزمره میداد.
از زیر کاری در رفتن
بهانه او برای بیمار بودن یک فرار از حضور در جلسه خسته کننده بود.
اعتراف به او یک فرار از یک محاکمه طولانی داد.
راه فرار, راه نجات
خروجی اضطراری یک راه فرار در طول آتشسوزی فراهم کرد.
گیاه وحشی
قاصدک، که اکنون به عنوان یک فرار معمولی دیده میشود، در اصل در باغها رشد میکرد.
نشتی
فرار (در کشتی)
علیرغم فشار زیاد، او یک مانور فرار بیعیب را اجرا کرد.
درخت واژگانی



























