جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پیکار, عملیات نظامی
عمل در میدان نبرد شدید بود و هر دو طرف به شدت بر سر قلمرو رقابت میکردند.
اقامه دعوا
دادخواست برای حل اختلاف بین دو طرف تنظیم شد.
عمل, کار
تیم فوراً اقدام کرد تا به نگرانیهای مشتری رسیدگی کند.
عمل, فعالیت
ورزشکار با عمل مداوم شکوفا میشود.
عمل, اثر
عمل امواج صخرهها را فرسایش داد.
مکانیزم, عمل
مکانیسم پیانو باید تعمیر شود.
انرژی, پویایی
رهبری او پر از عمل است.
اتفاقات (داستان)
کنش رمان در طول سه نسل جریان مییابد.
عمل, فعالیت
وال استریت جایی است که عمل مالی در آن اتفاق میافتد.
اقدام, عمل
دولت برای بهبود ایمنی عمومی اقدام کرد.
اکشن, ماجراجویی
فیلم پر از اکشن هیجانانگیز است.
فعالیت هیجانانگیز
اسکی در آلپ مقدار زیادی اکشن فراهم میکند.
عمل جنسی, روابط جنسی
او دیشب به او عمل داد.
اکشن!, ضبط!
بیایید از ابتدا امتحان کنیم. اکشن!
اجرا کردن, اقدام کردن
تیم پس از تأیید بودجه، برنامه را به اجرا درخواهد آورد.
دادخواهی کردن, طرح دعوی کردن
شرکت تصمیم گرفت به دلیل نقض قرارداد، علیه تأمینکننده اقدام قانونی کند.
درخت واژگانی



























