جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درآوردن, بیرون بردن
من کتابها را از جعبه خارج خواهم کرد.
درآوردن, خارج کردن
من باید لپتاپ جدید را از جعبهاش درآورم.
دعوت کردن (برای بیرون رفتن)
من دوستم را برای ناهار بیرون میبرم تا تولدش را جشن بگیریم.
حذف کردن, از بین بردن
تک تیرانداز با دقت هدف را از فاصله حذف کرد.
حذف کردن, از بین بردن
مدیر فرآیندهای ناکارآمد را از جریان کار حذف کرد تا بهرهوری را بهبود بخشد.
چیزی را از طریق قانونی یا رسمی به دست آوردن
آیا میتوانید به من راهنمایی کنید که چگونه گرفتن مجوز برای رویداد را انجام دهم؟
حذف کردن
بیایید سعی کنیم احساسات شخصی را از فرآیند تصمیمگیری حذف کنیم.
استخراج کردن, نقل قول کردن
به عنوان ادب، لطفاً هنگام نقل قول از مصاحبه، هیچ عبارتی را از متن خارج نکنید.
تخلیه کردن, خشم خود را بروز دادن
تخلیه کردن خلق و خوی بدت را بر روی همه اطرافیانت متوقف کن؛ این منصفانه نیست.
برداشتن, استخراج کردن
او با استفاده از یک سطل و طناب از چاه آب برداشت.
برداشتن, خارج کردن
من نیاز دارم برای آخر هفته مقداری پول نقد از دستگاه خودپرداز برداشت کنم.
بیرون بردن, سفارش بیرونبر
دفتر ساندویچها را برای بیرون بردن برای ناهار کاری سفارش داد.
قرض گرفتن, برداشتن
دانشجویان اغلب در فصل امتحانات چندین کتاب امانت میگیرند.
برداشتن, حذف کردن
بعد از یک دبل، شما با پیشنهاد 1 No Trump خارج میشوید تا قدرت در تمامی خالها را نشان دهید.



























