جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
غلتیدن
توپ پس از هل داده شدن شروع به غلتیدن به پایین تپه کرد.
سفر کردن (با وسیله نقلیه)
با صدای آرام موتور، ماشین به آرامی در خیابان غلتید.
غلتاندن, غلت دادن
او با دقت تاسها را روی صفحه بازی غلطانید.
پشتک زدن
ژیمناست با غلتیدن بیزحمت روی تشک چابکی خود را به نمایش گذاشت.
رول کردن
در آشپزخانه، آشپز نشان داد که چگونه حصیر سوشی را حول مواد بپیچاند.
(با وردنه) صاف کردن
بعد از کاشت بذرها، باغبان از غلتک چمن برای غلتاندن خاک استفاده کرد.
صدا دادن
رعد و برق شروع به غرش کرد در دوردست، خبر از طوفانی که در راه بود میداد.
استارت خوردن
پس از وقفه کوتاه نگهداری، خط مونتاژ خودکار دوباره به کار افتاد به آرامی.
رول کردن
آنها تصمیم گرفتند پوستر را محکم حوله کنند تا در لوله پستی جا شود.
حرف r را غلتاندن (آواشناسی)
در اسپانیایی، 'r' اغلب غلطانده یا لرزانده میشود، مانند کلمه "perro" (سگ).
گشت زدن, سرگردان بودن
بعد از پایان امتحانات، دانشآموزان تصمیم گرفتند در خیابانهای شهر گردش کنند.
موجوار حرکت کردن
کشتی با ریتم امواج اقیانوس شروع به غلتیدن آرام کرد در حالی که در دریای باز حرکت میکرد.
تاب خوردن
گهواره به آرامی تکان میخورد، کودک را به خواب میبرد.
رول, طاقه، توپ، لوله
چیزی که به دور یک لوله پیچیده شده یا به شکل یک رول درآمده است
نان گرد, رول
او عطر گرم نانهای رول تازه پخته شده را که از نانوایی میآمد، چشید.
لیست اسامی
معلم در ابتدای کلاس حضور و غیاب کرد.
چرخش, گردش
چرخ به یک چرخش روان به پایین تپه رفت.
رول فیلم
او یک رول فیلم از تعطیلات را ظاهر کرد.
موج دریا
موجسواران منتظر نزدیک شدن یک موج بزرگ بودند.
عمل غلتاندن (در بولینگ)
او پرتاب خود را تمرین کرد تا دقتش را بهبود بخشد.
تاس ریختن
او در پرتاب تاس خود شش آورد.
سند مکتوب
دستنوشته باستانی روی یک طومار حفظ شده بود.
صدای بلند و مستمر
غرش دور رعد و برق در دره طنین انداخت.
صدای طبل (درام رول)
درامر یک رول طبل اسنیر اجرا کرد.
یک رول اسکناس
او یک رول اسکناسهای صد دلاری را شمرد.
درخت واژگانی



























