جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بالغ, عاقل
علیرغم سن کم، او ظاهری بالغ داشت، با ویژگیهایی که سنش را تکذیب میکرد.
بالغ, کاملاً توسعهیافته
عقاب بالغ پرهای کامل خود را نشان داد.
میوه رسیده طعمی غنی و بافتی عالی برای درست کردن مربا داشت.
بالغ, کامل شده
او پس از تفکر دقیق، پاسخی بالغ داد.
پخته (ذهنی), عاقل
نوجوان بالغ با آرامش و احترام به اختلاف با دوستانش رسیدگی کرد.
پنیر رسیده طعمی غنی و پیچیده داشت.
بالغ شدن, به بلوغ رسیدن
سالهای نوجوانی زمان حیاتیای است که افراد بالغ میشوند و هویت خود را شکل میدهند.
پیر شدن, بالغ شدن
افراد ممکن است تحت تأثیر ژنتیک، محیط و تجربیات شخصی با سرعتهای مختلفی بالغ شوند.
رسیدن, به رسیدن کامل رساندن
کشاورز از تکنیکهای ویژهای برای رسیدن سریع سیبها برای برداشت استفاده کرد.
سررسید شدن, موعد پرداخت رسیدن
بیمهنامه در پنج سال سررسید خواهد شد و پرداخت در آن زمان انجام میشود.
رسیدن, بالغ شدن
پنیر باید برای چند ماه بالغ شود قبل از اینکه به عطر و طعم کامل برسد.
بالغ شدن, بالغ کردن
او سخت کار کرد تا ایده کسب و کار خود را به یک استارتاپ موفق بالغ کند.
درخت واژگانی



























