جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پریدن
او از روی گودال پرید تا کفشهایش خیس نشوند.
ناگهان افزایش یافتن
پس از آن که شرکت سودهای بیسابقه را اعلام کرد، قیمت سهام تنها در یک روز به طور قابل توجهی جهش کرد.
(با چتر) پریدن
به عنوان یک علاقهمند به آدرنالین، او تصمیم گرفت از یک هواپیما بپرد و هیجان چتربازی را تجربه کند.
انفجار غیرمنتظره در فیلم باعث شد تماشاگران روی صندلیهایشان بپرند.
ناگهان حمله کردن, یورش بردن
اعضای باند رقیب تصمیم گرفتند در یک حمله غافلگیرانه به حریفان خود بپرند.
ترفیع گرفتن, ارتقا یافتن
او توانست از یک موقعیت جونیور به یک نقش مدیریتی در شرکت بپرد.
با اشتیاق شرکت کردن
هیجانزده از کنسرت، طرفداران به محض باز شدن درها شروع به پریدن به داخل محل کردند.
ناگهان برگشتن (از نظر), ناگهان پریدن (از موضوعی به موضوع دیگر)
در طول گفتگو، او تمایل داشت از موضوعی به موضوع دیگر بپرد.
رد کردن, پریدن، نادیده گرفتن
برای صرفهجویی در زمان در طول ارائه، او تصمیم گرفت برخی از اسلایدهای کمتر مرتبط را رد کند.
باتری به باتری کردن
وقتی ماشین من در پارکینگ روشن نمیشد، یک غریبه مهربان به من کمک کرد تا با کابلهای جامپر آن را روشن کنم.
(از ارتفاع) پریدن
بیپروا تصمیم گرفت از پشت بام به استخر زیر آن بپرد.
ورزشکار یک پرش عالی از روی مانع انجام داد.
پرش (با چتر از هواپیما)
او اولین پرش چتربازی خود را آخر هفته گذشته تکمیل کرد.
وقتی رعد به طور غیرمنتظرهای غرش کرد، او یک پرش در قلبش احساس کرد.
پرش (از صحنهای به صحنه دیگر)
ویرایشگر از یک پرش برای انتقال از یک صحنه به صحنه بعدی استفاده کرد.
افزایش ناگهانی
بعد از ظهر یک جهش در دما رخ داد.
پرش, دستانداز
ماشین رالی با سرعت کامل از روی پرش پرواز کرد.
درخت واژگانی



























