آژانس استخدام,دفتر کاریابی
اداره اشتغال,دفتر کاریابی
بازار بزرگ
توانمند کردن
مجوز دادن
توانمندسازی
ملکه,فرمانروای امپراتوری
خالیبودن
خریدار,مشتری
خالی • خالی کردن • خالی,ظرف خالی
شروع بازی بدون چینش مهره
دسته خالی,موقعیت نحوی خالی
لانه خالی,خانه خالی
لانه خالی,والدین با لانه خالی
ازدرونمرده
سبکسر
گل در دروازه خالی,دروازه خالی
بنفش کردن,رنگ بنفش دادن
سرویس پیامرسانی پیشرفته
شترمرغ استرالیایی
شترمرغ استرالیایی,امو استرالیا
برابری جستن با
*امولسیفایر
امولسیون کردن,برای تشکیل یک مخلوط پایدار مخلوط شود
امولسیون
یکجا,همگی با هم
*با سیخ کبابی پختهشده
*در پوسته خمیر پختهشده
خط تیره کوتاه
به صورت دسته جمعی
فویلپیچ
آنپاسان • به طور ضمنی
در راه
حمام-دستشویی اختصاصی • (حمام) مستر
پخته شده در مثانه,در مثانه پخته شده
قادر ساختن
وضع کردن (قانون)
تصویب,اجرا
مینای دندان • میناکاری کردن,پوشاندن با لایه براق
ظروف میناکاری شده,وسایل مینایی
شیفته کردن
شیفته
انبیان,انبیان
یک فرد غیردوتایی,انبی
چادر زدن
اردوگاه,محل چادر زدن
خلاصه کردن,به اختصار بیان کردن
پیچیدن,پوشاندن
مومرنگ
باردار
التهاب مغز
مغزنگارى
انسفالون,مغز
طلسم کردن
جادویی
جنگل سحرآمیز
فریبنده
مسحورکننده, جادویی
حیرت و شگفتی
زن مسحورکننده
گوشت بریان با تورتیلا
محاصره کردن,احاطه کردن
محاصره کننده,احاطه کننده
سرزمین محصور
محصور کردن
محصور,محاط شده
محوطه,حصار
پوشاندن,تامین لباس
کدگذاری کردن
رمزگذار,انکودر
ستایش
در بر گرفتن
محصور کننده,در برگیرنده
آنکور (موسیقی) • دوباره به (نواختن یا آوازخواندن) دعوت کردن
روبرو شدن, برخورد کردن • روبرو شدن,درگیری
تشویق کردن
باانگیزه
تشویق
دلگرمکننده
پیشروی کردن در
تعدی کردن
متجاوز
پوشاندن با لایه سخت,پوسته پوسته کردن
رمزنگاری کردن
فرآیند رمزگذاری اطلاعات
مانع حرکت کسی یا چیزی شدن
گرفتاری
نامهی همگانی,منشور
دانشنامه
دانشنامهای
رمان دایرهالمعارفی
تمام کردن • پایان • نهایی,آخرین
آخر خط
رویای دستنیافتنی
پایان بدی داشتن
دویدن کناری,حرکت در خط کناری
میز عسلی
کار به جایی رسیدن