محشر • شعر حماسی
شعر حماسی,حماسه
تئاتر حماسی
وسترن حماسی
به صورت حماسی,به روشی فوق العاده
اپیکاردیوم,لایه بیرونی قلب
اپیکارپ,بیرونیترین لایه پریکارپ میوه
کانون زمینلرزه
آدم شکمپرست
اپیکوری,گورمه • اپیکوری,مربوط به اپیکور
پیراچرخه (نجوم)
برونچرخزاد (هندسه)
اپیدمی • مسری
اوریون,پاروتیت اپیدمی
اپیدمیولوژیست
همهگیرشناسی
اپیدرم
بیماری پروانهای
اپیدیدیم,مجرای اپیدیدیم
التهاب اپیدیدیم
اپیگلوت,دریچه حنجره
لطیفه
تقریظ
ِاپیلاسیون
اپیلاتور
صرع
مربوط به صرع • فرد مبتلا به صرع
مؤخره
اپینفرین, آدرنالین
مربوط به لایه بالایی منطقه اقیانوسی، که از سطح تا عمق حدود 200 متر امتداد دارد,اپیپلاژیک
خودتزریقکننده اپینفرین
خاجشویان (جشنی در مسیحیت)
اپیفیز,انتهای استخوان بلند
اپیفیز مغزی,غده پینه آل
اپی فیتی,هوایی
رگهای اپیسکلرال,شبکهای از رگهای خونی کوچک که در بیرونیترین لایه چشم قرار دارند
اسقفنشینی,سیستم اسقفها
برش پرینه
اتفاق
قسمتی,سریالی
خونریزی بینی
شناختشناختی,مربوط به شناختشناسی
معرفتشناسی
رساله (انجیل)
به صورت مکاتبهای • رمان نامهنگارانه
ختم چند جمله با یک کلمه یا عبارت
گورنوشته
مبارکباد نامه
اپیتلیال
انگ
نمونه
تجلی (چیزی) بودن
تکرار
همهگیر (بین حیوانات)
کیت مطبوعاتی الکترونیکی
دوره
اپونیکیوم,لایه ضخیم شده پوست در پایه ناخنها
نامبخش
حماسه,شعر حماسی
سود هر سهم
ویروس اپشتین–بار
اپیلیون
خونسرد
مساوی • مساوی بودن,معادل بودن • همتا,همتراز
فرصت برابر
علامت تساوی
برابری
برابر کردن
مساوی کننده,همتراز کننده
بهطور برابر
آرامش
آرام,متوازن
برابر دانستن,معادل گرفتن
معادله
خط استوا
استوایی,پایه استوایی • استوایی,مربوط به خط استوا
سوارکار,اسب سوار • سوارکارانه
مثلث متساویالزاویه,مثلث منتظم
همفاصله,دارای فاصلههای مساوی از دو یا چند نقطه
مثلث متساویالاضلاع
بندباز
توازن
اسب سانان,اسبسان • مربوط به اسب
ورزش اسب
اعتدال,نقطه اعتدال
مجهز کردن,تجهیز کردن
کالسکه
تجهیزات
برابری
مجهز
منصفانه
به صورت عادلانه,منصفانه
ارزش دارایی خالص
معادل,هم ارزش • معادل
معادل,به طور معادل
دوپهلو
دوپهلو حرف زدن
ابهام,دوپهلوگویی
الاغ اهلی,حیوان بارکش که از الاغ وحشی آفریقایی نشأت گرفته است؛ صبور اما سرسخت
گورخر آسیایی,الاغ وحشی آسیایی