شکاف,روزنه
گلدوزی کردن (روی پارچه)
گلدوزی
قاب گلدوزی,حلقه گلدوزی
حلقه گلدوزی,قاب گلدوزی
درگیر شدن
درگیر
قهوه ای کردن,به رنگ قهوه ای درآوردن
جنین
اولیه
مجری مراسم,میزبان • مجری بودن,میزبانی کردن
اصلاح کردن
زمرد • سبز زمردی
جزیره زمرد,جزیره سبز
لوح زمرد
ظاهر شدن
پدیداری
وضعیت اضطراری
ترمز دستی
کمک ترمز اضطراری,دستیار ترمز اضطراری
تماس اضطراری,تماس برای کمک
خروجی اضطراری
تکنسین فوریتهای پزشکی
پزشکی اورژانس
شماره اضطراری,شماره تلفن اضطراری
*سامانه برق اضطراری
بخش اورژانس
خدمات اضطراری
مثلث اضطراری,مثلث ایمنی
وسیله نقلیه اضطراری,خودروی اورژانس
پدیدار
بازنشسته • بازنشسته,استاد بازنشسته
سوهان ناخن
کاغذ سنباده,کاغذ سمباده
چرخ سنباده,چرخ ساینده
داروی استفراغآور
واحد ایمیک (واحد یا عنصر زبانشناسی)
مهاجر
مهاجرت کردن
مهاجرت
مهاجر
مهاجر (زن)
امیلیا-رومانیا,منطقه امیلیا-رومانیا
عالیمقامبودن
برجسته
مسلما
فرستاده
انتشار (آلاینده گازی، رادیواکتیو و غیره)
خارج کردن (گاز یا بو)
ساطعکننده
پنیر امنتال
امنتالر، پنیر سوئیسی با سوراخهای بزرگ
امنتال, امنتال
امنتال
*گندم دودانه
جایزه امی
ایمو
ایمو پاپ
ایمو رپ
ایموجی
نرمکننده • نرمکننده (پوست)
حقوق
احساسات خود را ابراز کردن
شکلک (نقطهگذاری)
احساس
احساساتی
ضریب هوش هیجانی,ضخ
آدم مایوس
از نظر عاطفی
بی احساس,غیر عاطفی
بی احساس,بدون هیجان
امپانادا (نوعی پیراشکی آمریکای لاتینی و اسپانیایی)
دلسوز
با همدلی,به صورت همدلانه
دلسوز
همدلیگرایی
همدردی کردن,درک و اشتراک احساسات
همدردی
امپراتور,حاکم
*پروانه امپراطور
پنگوئن امپراتور
تأکید
برجسته کردن
تاکید شده,برجسته
باقوت تلفظشده
با تاکید
آمفیزم
امپراتوری
ساختمان امپایر استیت,امپایر استیت بیلدینگ
تجربی,بر اساس مشاهده یا تجربه
تجربی
تجربی,بر اساس تجربه
تجربهگرایی
استخدام کردن • اشتغال,کار
شاغل
کارمند
کارفرما
کار