سرگرم شده,خوشحال
کمدین
سرگرمکننده
سرگرمی
کمد سینمای خانگی
صنعت سرگرمی,بخش نمایشی
آنتالپی
مسحور کردن
مسحور,مفتون
جذاب و فریبنده
مسحورکننده,جذاب
به بالاترین مقام رساندن
تاجگذاری,نشستن بر تخت پادشاهی
تاجگذاری
تاجگذاری,نشستن بر تخت پادشاهی
شوق و ذوق نشان دادن
شوروشوق
هواخواه (یک فعالیت خاص)
مشتاق
بااشتیاق
قیاس ضمنی
اغوا کردن
فریبنده,جذاب
تمام • اسب نر,اسب کامل
بهطور کامل
تمامیت
حق قانونی دادن
خودبزرگبین
حق
یک سیگار,یک نخ
دفن کردن,قرار دادن در قبر
تدفین,خاکسپاری
حشرهشناس
حشرهشناسی
هیئت همراه
میانپرده
امعاواحشا
ورودی • مسحور کردن,طلسم کردن
آزمون ورودی,امتحان پذیرش
سالن ورودی
مدهوش
گذرگاه,ورودی
مسحورکننده,دلفریب
تازه وارد,محصول رقیب
دام,تحریک به جرم
التماس کردن
استدعا
غذای اصلی
*آشپز گارنیش
دسر یا غذای شیرین یا شور که بین وعدههای اصلی در یک وعده غذایی رسمی سرو میشود
محکم کردن
ریشه دار,پابرجا
انبار
کارآفرین
کارآفرینانه
آنتروپیک,مربوط به آنتروپی
آنتروپی
چیزی را به کسی سپردن
ورودی
نیاز ورود,شرط پذیرش
کلمه ورودی,سر واژه
آیفون (در)
ورودی,گذرگاه
بههم پیچاندن
یکبهیک ذکر کردن
شمارش,برشمردن
اعلام کردن
اعلام
پوشاندن
پاکت نامه
زهرآلود کردن,سم اضافه کردن
یک هوس شدید,یک میل
حسود
حسادتآمیز,با حسادت
محیط زیست
زیستمحیطی
هنر زیستمحیطی
حسابرسی محیط زیستی,بررسی محیط زیستی
حفاظت از محیط زیست,نگهداری از طبیعت
علم محیط زیست
حمایت از محیطزیست
حامی محیطزیست
از لحاظ محیط زیستی
دوستدار محیطزیست
حومه,محیط اطراف
تصور کردن,خیال کردن
تصور کردن
ارسال
حسادت کردن • حسادت
آنزیم
ائون,قدرت الهی
ائوزینوفیل,گرانولوسیت ائوزینوفیل
تصدیر
چرخش هماهنگ شانهها و سر
سردوشی
شمشیر,شمشیر سه طرفه
میانهِشت
*جابشقابی
ناپایدار • زودگذر,ناپایدار
زودگذر,چیز زودگذر