نظرسنجی خروج از حوزه رأیگیری,نظرسنجی خروجی
علامت خروج,تابلو خروج
Exmoor Horn,نژادی از گوسفند که بومی منطقه اکسموور در انگلستان است، معروف به مقاومت و توانایی چریدن بر روی پوشش گیاهی سخت و مرتفع
برونبر
اگزوکرین,غده اگزوکرین • اگزوکرین,مربوط به غدد اگزوکرین یا ترشحات آنها
قسمتی از دندانپزشکی مرتبط با کشیدن دندان
هجرت
بیگناه اعلام کردن
سیاره فراخورشیدی
گزافی
سرسامآور
دفع کردن
جنگیری
استخوانبندی خارجی
اگزوسفر
بیگانه • گیاه غیرمعمولی,حیوان غیرمعمولی
رقاصه شکم عجیب و غریب,رقاصه شرقی عجیب و غریب
رقصنده اگزوتیک,استریپر
گربه اگزاتیک موکوتاه
گسترش یافتن
جزئیات بیشتر ارائه دادن
ذخیرهسازی قابل گسترش,حافظه قابل گسترش
گسترش یافته,بزرگ شده
نماد گسترده,تجزیه عددی
گستره
گسترش
گسترش پذیر,کشسان
مهاجر,اکسپت
به تفصیل شرح دادن
مهاجر,تبعیدی • تبعید کردن
گمان کردن
انتظار
منتظر, بیصبر
با انتظار,به صورت منتظرانه
انتظار
محتمل
داروی خلطآور
از سینه بیرون کردن
سودجویی
صلاح • راه حل موقت,روش مناسب
تسریع کردن
قانون تسریع,قانون شتاب
*مسئول خروج نهایی غذا
مأموریت
باعجله
به سرعت,به طور موثر
اخراج کردن
کامل استفاده کردن
بیاهمیت
مخارج
هزینه • به عنوان هزینه ثبت کردن,به صورت هزینه منظور کردن
گران
بهطور گرانقیمت
تجربه کردن • تجربه
امتیاز (در بازی کامپیوتری)
باتجربه
تجربه کننده,موضوع تجربی
با تجربه,کارآزموده
آموزش تجربی,یادگیری از طریق تجربه
نظریه یادگیری تجربی,نظریه یادگیری از طریق تجربه
آزمایش • آزمایش کردن
تجربی
سینمای آوانگارد
گروه آزمایشی,گروه تست
*موسیقی تجربی
*راک تجربی
تئاتر تجربی
متغیر آزمایشی,عامل آزمایشی
به صورت تجربی
آزمایش
متخصص • متخصص,کارآزموده
تخصص, مهارت
ماهرانه, با مهارت
جبران کردن
*تاریخ انقضاء
منقضی شدن
فوت,مرگ
تاریخ انقضا,تاریخ پایان
توضیح دادن
کماهمیت جلوه دادن
قابل توضیح
توضیح
روزنامهنگاری توضیحی,روزنامهنگاری تشریحی
قابل توضیح,قابل درک
توضیح دادن
واضح
به صراحت
منفجر کردن
استثمار کردن • دستاورد,پهلوانی
کاوش
اکتشافی,برای کشف
سیاحت کردن