جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Expiry
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The family mourned the expiry of their beloved grandfather.
خانواده به سوگ پایان زندگی پدربزرگ محبوبشان نشستند.
02
انقضا
the end of a period of time during which a document or agreement is valid



























