جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برای به دست آوردن چیزی تلاش کردن
او تصمیم گرفت با پذیرفتن مسئولیتهای بیشتر در کار، به دنبال ترفیع باشد.
موافقت کردن
پیشنهاد خیلی خوب بود که رد شود، بنابراین او بدون تردید پذیرفت.
انتخاب کردن, بیشتر دوست داشتن
او نمیتوانست بین دو لباس تصمیم بگیرد، بنابراین انتخاب کرد آن را که طرح گل داشت.
اعمال شدن به, مربوط بودن به
مقررات ایمنی برای همه کارکنان، از تازهترین استخدامها تا تیم مدیریت، اعمال میشود.
علاقه داشتن به, ترجیح دادن
او به سمت ادبیات کلاسیک میرود، در حالی که او رمانهای معاصر را ترجیح میدهد.
فروخته شدن, رفتن برای
ساعت محدود به فروش رفت با مبلغی پنج رقمی در نمایشگاه انحصاری ساعت.
حمله کردن به, یورش بردن به
سگ تهاجمی ناگهان به حمله به پستچی پرداخت و باعث نگرانی در محله شد.
برای آوردن رفت, برای گرفتن رفت
او رفت تا کلیدهایش را که در ماشین جا گذاشته بود بیاورد و زود برمیگردد.
درخواست دادن, برای شغل درخواست کردن
من همیشه میخواستم برای شغلی در زمینه فناوری، بهویژه به عنوان یک مهندس نرمافزار درخواست بدهم.
رفتن به, انجام دادن
من برنامه ریزی میکنم که برای دویدن در پارک بروم تا فعال و سالم بمانم.



























