جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
abroad
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
adverb of place
مثالها
They plan to travel abroad next summer to explore Europe.
آنها قصد دارند تابستان آینده برای کاوش در اروپا به خارج از کشور سفر کنند.
02
دور, در تمام جهات
over a large area or in various directions, often referring to dispersion or spread
مثالها
After the storm, debris was found scattered abroad across the landscape.
پس از طوفان، آوار در سراسر منظر در خارج از کشور پراکنده یافت شد.
2.1
در خارج از کشور, در گردش
in widespread circulation, often referring to rumors or feelings
مثالها
There is a rumor abroad that the company will close soon.
شایعهای در خارج وجود دارد که شرکت به زودی تعطیل خواهد شد.
2.2
در خارج از کشور, بیرون
moving or existing freely, typically in a public or open area
مثالها
The children played abroad in the park all afternoon.
بچهها تمام بعدازظهر در پارک در فضای باز بازی کردند.
کاربرد قدیمی
مثالها
In ancient times, few people ventured abroad from their warm homes.
در زمانهای قدیم، افراد کمی جرات میکردند از خانههای گرم خود به خارج بروند.
04
به اشتباه, به طور نادرست
in error or deviation, often referring to incorrect ideas or actions
کاربرد قدیمی
مثالها
The teacher's explanation went abroad, confusing the students instead of clarifying the topic.
توضیح معلم به بیراهه رفت و به جای روشن کردن موضوع، دانشآموزان را گیج کرد.
Abroad
01
خارج از کشور, کشورهای خارجی
foreign countries outside one's own country
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
News from abroad spreads quickly today.
اخبار از خارج امروز به سرعت پخش میشود.



























