
جستجو
forth
01
به جلو, به بیرون
out and away from a particular place
Example
He set forth on a journey to discover new lands.
او به سمت بیرون سفری را برای کشف سرزمین های جدید آغاز کرد.
The ship sailed forth into the open sea, leaving the harbor behind.
کشتی به جلو، به سمت بیرون به دریاهای آزاد روانه شد و بندر را پشت سر گذاشت.
02
به جلو, رو به جلو
forward in time or order or degree
03
به جلو, به سمت جلو
out into view