جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forth
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
adverb of place
مثالها
They sailed forth from the harbor at first light.
آنها از بندرگاه در اولین نور به جلو حرکت کردند.
مثالها
From this moment forth, we will work as a team.
از این لحظه به بعد forth، ما به عنوان یک تیم کار خواهیم کرد.
مثالها
She stepped forth to address the audience.
او به جلو قدم گذاشت تا با حضار صحبت کند.



























