جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پر کردن
او سطل را با شن پر کرد تا یک قلعه شنی بسازد.
پر شدن
اتاق به آرامی شروع به پر شدن با عطر کلوچههای تازه پخته شده کرد.
فرا گرفتن, پخش شدن
خنده اتاق را پر کرد، و همه را احساس راحتی داد.
(تمام ظرفیت چیزی را) پر کردن
آبهای سیلاب تهدید به پر کردن تمام زیرزمین کردند، که باعث نگرانی ساکنان شد.
رفع کردن, جبران کردن
خط تولید جدید شرکت به دنبال پر کردن خلأ در بازار برای مواد شوینده خانگی سازگار با محیط زیست است.
بر عهده گرفتن, انجام دادن
پس از آموزش گسترده، سارا آماده بود تا نقش مدیر پروژه را برای پروژه ساختمانی آینده پر کند.
پر کردن (دندان)
دندانپزشک حفره را با یک ماده خاص پر خواهد کرد.
برطرف کردن, سیر کردن
بوفه به اندازهای فراوان بود که بتواند همه مهمانان را سیر کند.
منصوب کردن, انتخاب کردن
منطقه آموزشی نیاز دارد تا قبل از شروع سال تحصیلی جدید چندین موقعیت تدریس را پر کند.
مقدار کافی
او خورد تا اینکه سیر از دسر شد.
دربرگیرنده, پرکننده
شن به عنوان پرکننده در زیر دال بتنی استفاده شد.
درخت واژگانی



























