جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهطرف کسی رفتن
او دوستش را آن طرف اتاق دید و تصمیم گرفت نزدیک شود تا سلام کند.
بالا رفتن, بالا آمدن
بالون هوای گرم به آرامی به آسمان بالا آمد، منظرهای نفسگیر را ارائه داد.
(حس خاصی در فرد) ایجاد کردن
همانطور که فیلم را تماشا میکردم، احساس نوستالژی برانگیخته شد و مرا به یاد کودکیام انداخت.
پیدا کردن
موسیقیدان بااستعداد در حال آماده شدن برای ارائه یک آلبوم پراحساس در این سال است.
ختم شدن, رسیدن به
انتظار میرود که مذاکرات به یک توافق دوسویه منجر شود.
به سطح آب آمدن
حبابها شروع به بالا آمدن کردند وقتی که غواص از اعماق بالا آمد.
رخ دادن, اتفاق افتادن
در طول جلسه، یک موضوع فوری پیش آمد که نیاز به توجه فوری داشت.
شروع به کار کردن
موتور لحظهای طول کشید تا روشن شود، اما بعد ماشین به زندگی غرش کرد.
مطرح شدن, ذکر شدن
امیدوارم دستاوردهایم مطرح شوند در طول بررسی عملکرد.
جایی جمع شدن
داوطلبان در مرکز اجتماعات جمع خواهند شد تا رویداد خیریه را برنامهریزی کنند.
جمع کردن
او بهطور مداوم پسانداز کرده تا پول کافی برای پیشپرداخت یک خانه جمع آوری کند.
نزدیک بودن
ددلاین پروژه نزدیک است، بنابراین باید کارمان را تمام کنیم.
ارائه دادن
متهم قرار است هفته آینده برای پاسخگویی به اتهامات در دادگاه حضور یابد.
اثر کردن
بعد از خوردن قرص، حدود سی دقیقه طول کشید تا اثر کند و اثرات سرخوشی را احساس کنم.



























