جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حمل کردن, بردن
او از یک کوله پشتی برای حمل کتابهایش به مدرسه استفاده کرد.
منتشر کردن, پخش کردن
شبکه خبری ملی امشب یک گزارش ویژه پخش خواهد کرد.
همراه داشتن
او مطمئن میشد که حمل کیف پولش با شناسنامه و کارتهای اعتباری به هر کجا که میرود.
توان به دوش کشیدن چیزی را داشتن, توان تحمل چیزی را داشتن
به عنوان مدیرعامل، او مجبور بود مسئولیت تصمیمگیریهای حیاتی را به دوش بکشد.
تحمل کردن, بر دوش داشتن، نگه داشتن
ستونهای محکم برای تحمل وزن طاقهای عظیم طراحی شده بودند.
انتقال دادن, هدایت کردن
لولهها برای انتقال آب از یک مکان به مکان دیگر طراحی شدهاند.
ادامه دادن
علیرغم ناخوشایندی اولیه، آنها توانستند گفتگو را برای ساعتها ادامه دهند.
در بر داشتن
علیرغم اینکه یک استارتاپ کوچک است، سازمان تلاش میکند تا یک نیروی کار متنوع داشته باشد.
حمایت جلب کردن
کاندیدا بیوقفه کار کرد تا ایالتهای کلیدی نوسانی را به دست آورد.
(به چیزی) معروف بودن
شهر باستانی حامل تاریخ غنی است که با شگفتیهای معماری و اهمیت فرهنگی مشخص شده است.
رساندن, انتقال دادن
پیک مأمور شد تا اعلامیه پادشاه را به مردم شهر برساند.
موجود داشتن
فروشگاه مواد غذایی حاوی انتخاب متنوعی از محصولات تازه، لبنیات و ملزومات خانگی است.
خود را نشان دادن, رفتار کردن
مدیر اجرایی در جلسه با حرفهایترین روش ممکن خود را نشان داد.
در شکم داشتن, باردار بودن
مادر باردار با خوشحالی کودک متولد نشده خود را حمل میکرد، با درخشش مادری میدرخشید.
خواندن
علیرغم اندازه سالن کنسرت، خواننده اپرا توانست ملودی را به راحتی حمل کند.
تصویب شدن, پذیرفته شدن
پیشنهاد افزایش بودجه آموزش پس از بحثی جامع تصویب شد.
حرکت کردن, حمل شدن
موسیقیدان گیتار را نواخت، اجازه داد تا نوتهای ملودیک در طول دره حمل شوند.
به موفقیت رساندن, به انجام رساندن
مهارتهای مذاکره دیپلمات به انجام یک توافق صلح بین ملتهای درگیر کمک کرد.
تأمین کردن, ساپورت کردن
کاشت درختان به حمل اکوسیستمهای محلی کمک میکند و معاش حیات وحش را فراهم میکند.
شلیک کردن
در طول جلسه تمرین، سربازان تمرین کردند که چگونه گلولهها را از تفنگهایشان شلیک کنند.
محصول دادن
انتظار میرود که باغ سیب امسال محصول پرباری داشته باشد.
دنبال کردن, ردیابی کردن
سگ شکاری آموزش دیده بود تا بوها را در مسافتهای طولانی دنبال کند.
انتقال دادن
وقتی 7 و 8 را جمع میکنید، 1 را به ستون بعدی منتقل میکنید که نتیجه آن 15 میشود.
به دست آوردن, گرفتن
نیروهای ویژه برای تصرف سنگر دشمن مستقر شدند.
قانع کردن
کاندیدای کاریزماتیک توانست با دیدگاه متقاعدکنندهاش درباره آینده، مخاطبان را با خود همراه کند.
جور کسی را کشیدن
انتظار میرود که کوارتربک ستاره حمل تهاجم تیم را در بازیهای سرنوشتساز به دوش بکشد.
پیش بردن
مدیر پروژه با پشتکار کار کرد تا پروژه ساخت و ساز را به مراحل نهایی آن برساند.
داشتن
پلتفرم جدید رسانههای اجتماعی قصد دارد ویژگیهای نوآورانهای مانند همکاری در زمان واقعی را ارائه دهد.
به جلو راندن (توپ)
رانینگ بک توپ فوتبال را از میان جمعی از مدافعان حمل کرد.
(در خود) داشتن, (با خود) داشتن
پشهها انگل مالاریا را حمل میکنند و آن را از طریق نیش به انسانها منتقل میکنند.
حمل
او با حمل مواد غذایی در یک سفر مشکل داشت.
برد توپ (گلف)
شما باید باد را برای مسافت پرواز توپ در نظر بگیرید.
با توپ دویدن (فوتبال آمریکایی)
او به طور ناشیانهای حمل توپ را انجام داد و دفاع توپ را پس گرفت.
درخت واژگانی



























