جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عصاره, آب، استاک
من آبگوشت سبزیجات را بعد از پختن هویج و پیاز برای به دست آوردن مایع شفاف صاف کردم.
نژاد, تبار
دام, گله
کالاهای انبار
سوپرمارکت هر صبح موجودی محصولات تازه خود را برای اطمینان از کیفیت پر میکند.
سهام, سرمایه
استارتاپ با ارائه سهام به سرمایهگذاران، سرمایه سهامی قابل توجهی جمعآوری کرد.
کندۀ تفنگ, دسته
تبار, نسل
موجودی, ذخیره
سهم, اوراق بهادار
دسته, دستگاه
استوک, کراوات تزئینی سفید
چوب ساختمانی, ماده قاب
اعتبار, محبوبیت
ذخیره کردن, تامین کردن
فروشگاههای مواد غذایی باید قفسههای خود را به طور منظم تامین کنند تا نیازهای مشتریان را برآورده سازند.
ذخیره کردن, تامین کردن
فروشگاه موجودی متنوعی از غذاهای ارگانیک را برای مشتریان سلامتآگاه نگهداری میکند.
تولید کردن, روییدن
در اوایل بهار، درخت شروع به تولید شاخههای سبز تازه کرد.
ذخیره کردن, مجهز کردن به حیوانات
کشاورز زمین را با گاو و گوسفند مجهز کرد تا عملیات دامداری خود را آغاز کند.
ذخیره کردن, ماهی گذاری
سازمان حیات وحش ایالتی دریاچه را با قزلآلا برای فصل ماهیگیری سالانه ذخیره کرد.
مجهز کردن, نصب کردن
او با دقت تفنگ را با یک قنداق چوبی سفارشی برای کنترل بهتر مجهز کرد.
کلیشهای, تکراری
استاندارد, رایج
معمول, روتین
درخت واژگانی



























