جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فروختن
آیا قصد دارید خانه خود را در آینده نزدیک بفروشید؟
به فروش رساندن, قبولاندن، باعث فروش شدن، ترغیب کردن
عنوانهای جنجالی اغلب روزنامههای زرد را میفروشند.
به فروش رفتن
ماشین قدیمی در مزایده به قیمت رکورد فروخته شد.
باعث فروش بودن
قیمت پایین چیزی است که این برند کفش را میفروشد.
حرف خود را به کرسی نشاندن, راضی کردن، متقاعد کردن
او در فروش ایدهٔ عقبنشینی شرکت به همکارانش موفق بود.
نشان دادن (ویژگیهای خود را)
برای موفقیت، باید مهارتها و مدارک خود را در مصاحبه شغلی بفروشید.
فروختن (خلاف ارزشهای اخلاقی)
او از فروختن اخلاقش برای موقعیت بالاتر در کار خودداری کرد.
تن فروشی کردن
هر دوی آنها خطرات را میدانستند اما باز هم تصمیم گرفتند خود را بفروشند برای پول سریع.
فروختن
آنها در فروشگاه الکترونیک، انواع گجتهای الکترونیکی را میفروشند.
فروش
درخت واژگانی



























