جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پاره کردن
او به طور تصادفی پیراهن مورد علاقهاش را روی یک میخ تیز که از نرده بیرون زده بود پار کرد.
پاره کردن, دریدن
کاغذ شروع به پاره شدن در امتداد تا کردگی کرد وقتی که آن را باز میکردم.
برش چوب در جهت الیاف, اره کردن چوب در جهت دانه ها
نجار از یک اره میزی برای برش تختهها به نوارهای باریکتر برای پروژه کفپوش استفاده کرد.
پاره کردن, ویران کردن
توفند شهر را درید و ردّی از ویرانی به جا گذاشت.
سخت انتقاد کردن, تکه تکه کردن
منتقد فیلم آخرین فیلم کارگردان را تکه تکه کرد و آن را فیلمی سطحی و بد اجرا نامید.
دزدیدن, ربودن
دزدها در دل شب اثر هنری ارزشمند را از موزه ربودند.
استخراج کردن, ریپ کردن
او از یک نرمافزار تخصصی برای استخراج آهنگها از مجموعه سیدیهایش به کامپیوترش استفاده کرد.
پارگی, دریدگی
او پس از گیر کردن پیراهنش به حصار، یک پارگی در آن احساس کرد.
جریان شکافنده, جریان برگشتی
به موجسواران در مورد جریان شکافنده خطرناک نزدیک ساحل هشدار داده شد.
پارگی, دریدگی
یک پارگی روی پاکت بود که با زور باز شده بود.
هرزه, بیبندوبار
او به عنوان یک rip شناخته میشد که برای مهمانیها ولخرجی میکرد.
سرقت, دزدی
مغازه مجبور شد زودتر بسته شود پس از یک دزدی که دیشب اتفاق افتاد.



























