جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دو شاخه (برق)
او پریز را به پریز وصل کرد تا تلفنش را شارژ کند.
شیر آتشنشانی, هیدرانت آتشنشانی
هر بلوک در شهر حداقل یک پریز برای مواقع اضطراری دارد.
درپوش, پلاگ
او یک درپوش لاستیکی را برای توقف نشت در لوله قرار داد.
اسب فرسوده, اسب خسته
اسب فرسوده پیر در مسیر با سرعت خودش به آرامی میتاخت.
شمع خودرو, شمع جرقه
مکانیک شمع معیوب را در ماشین تعویض کرد.
تبلیغ, ترویج
مجری رادیو یک تبلیغ برای رویداد خیریه محلی ارائه داد.
تکه تنباکو, قرص تنباکو
کابوی در حالی که کنار آتش کمپ نشسته بود، یک پلاگ تنباکو میجوید.
تامینکننده, فروشنده
باید قبل از آخر هفته به فروشندهام سر بزنم.
درپوش گذاشتن, مسدود کردن
برای جلوگیری از جریان هوا، او مجبور شد شکافهای قاب پنجره را مسدود کند.
شلیک کردن, ضربه زدن
در درگیری، یکی از سربازان با یک گلوله به جنگنده دشمن شلیک کرد.
مسدود کردن, وصله کردن
توسعهدهنده نرمافزار با اجرای اقدامات رمزنگاری اضافی، حفره امنیتی را مسدود کرد.
مسدود کردن, پوشاندن
کوهنورد برای کم کردن صدای باد، گلولههای پنبه را در گوشش قرار داد.
تبلیغ کردن
نویسنده به چندین برنامه گفتوگو رفت تا تبلیغ کند برای رمان جدیدش و درباره مضامین آن بحث کند.
تجویز دارو از طریق مقعد, وارد کردن دارو از طریق مقعد
او دارو را مقعدی تزریق کرد تا اثرات را سریعتر احساس کند.



























