جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
چراغهای سقفی اتاق را به روشنی روشن کردند.
هوایی, بالای سر
بازیکن یک ضربه اورهد در نزدیکی تور اجرا کرد تا امتیاز را به دست آورد.
هزینههای عمومی, هزینههای ثابت
کسبوکار به دلیل هزینههای سربار بالا، از جمله اجاره و آب و برق، با مشکل مواجه شد.
یک هواپیما بالای سر پرواز کرد و ردی در آسمان باقی گذاشت.
بالای سر, روی سر
ژیمناست پاهایش را بالای سرش جمع کرد در حین اجرای روتین.
هزینههای مدیریت کسبوکار
اجاره، خدمات عمومی و بیمه همه بخشی از هزینههای عمومی شرکت هستند.
سقف, سقف کابین
ملوانها سقف را برای یافتن نشانههایی از نشت آب در کابین کشتی بررسی کردند.
محفظه بار, محفظه بار بالای سر
مهماندار هواپیما از مسافر خواست که کیفش را قبل از پرواز در محفظه بالای سر قرار دهد.
یک اورهد مؤثر میتواند یک موقعیت دفاعی را در تنیس به موقعیت تهاجمی تبدیل کند.
اورهد, ورقه شفاف
معلم یادداشتهایی روی اورهد نوشت تا آنها را برای کل کلاس نمایش دهد.
درخت واژگانی



























