جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
داخل کلیسا با طاقچههای تزئینی آراسته شده بود که هر کدام مجسمهای از یک قدیس یا شخصیت کتاب مقدس را در خود جای داده بود.
طاقچه, جایگاه
پس از سالها کاوش، او جایگاه خود را به عنوان هماهنگکننده گسترش جامعه یافت و تأثیر ملموسی بر محلههای محلی گذاشت.
نیچ, نقش اکولوژیکی
جغد به عنوان یک شکارچی شبانه یک طاقچه را اشغال میکند و جمعیت پستانداران کوچک را کنترل میکند.
نیچ, بازار بخش
شرکت بر روی یک بازار تخصصی با فروش محصولات دوستدار محیط زیست و دست ساز به مصرف کنندگان آگاه به محیط زیست تمرکز کرد.
اختصاصی, خاص
شرکت محصولات تخصصی را توسعه داد که متناسب با نیازهای علاقهمندان به فعالیتهای فضای باز طراحی شدهاند.
قرار دادن در یک طاقچه, قرار دادن در یک موقعیت تخصصی
هنرمند مجسمهها را در طاقچه قرار داد و فضای آرامشبخشی از گالری ایجاد کرد.



























