جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نگه داشتن, داشتن
آیا به این سند نیاز دارید، یا میتوانم آن را برای پروندههایم نگه دارم؟
نگه داشتن, گذاشتن
او یک مجموعه از سکههای نادر را در یک گاوصندوق امن نگه میدارد.
ماندن
بعد از پل، در سمت راست بمانید و خروجی دوم را بگیرید.
معطل کردن, منتظر نگه داشتن
شروع دیروقت او در صبح مانع از گرفتن قطار زود شد.
ماندن
او اتاقش را تمیز نگه میدارد.
سالم ماندن (مواد غذایی)
سیبها میتوانند برای مدت طولانی نگهداری شوند اگر در جای خنک و خشک نگهداری شوند.
ادامه دادن, مداومت داشتن
برای بهبود مهارتهای خود به تمرین ادامه دهید.
تامین کردن
او مجبور بود بودجهبندی دقیقی انجام دهد تا خانوادهاش را در سبک زندگی مورد نظرشان نگه دارد.
اداره کردن
او یک نانوایی در مرکز شهر مدیریت میکند.
محافظت کردن, دفاع کردن، مراقب (کسی) بودن
او با کشیدن دوستش از ماشین در حال آمدن، او را از خطر محافظت کرد.
پرورش دادن
او مرغها را در حیاط خلوتش نگه میدارد تا تخممرغ تازه داشته باشد.
پایبند بودن به (قول، تعهد و...)
او همیشه به حرفش پایبند است و هرگز وعدهاش را نمیشکند.
نگه داشتن (برای شخصی)
میشه یه جا توی صف برام نگه داری؟ زود برمیگردم.
ثبت کردن (اطلاعات)
او یک دفترچه نگه میدارد تا ایدهها و الهاماتش را برای پروژههای خلاقانهاش یادداشت کند.
برجک دفاعی
شوالیهها در طول محاصره به برج اصلی عقب نشینی کردند.
سلول زندان
زندانی شب را در حبس انفرادی زندانی شد.
امرار معاش
او به عنوان نجار معاش خود را به دست آورد.
درخت واژگانی



























